چترم باز باشد یا بسته فرقی نمیکند،بی تو همیشه خیس بارانم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم... اینکه با ذوق و شوق بدوی سمت برگ خشکی که رو زمین افتاده و به نظر خرد کردنش حس فوق العاده ای داره... بعد همین که پاتو گذاشتی روش یادت بیاد صبح بارون اومده! اصلا نمیدونم چطور بود خوب بود؟بد بود؟ انقدر سر خودمو شلوغ کرده بودم که وقت واسه فکر کردن به هیچی نداشته باشم حتی واسه روزایی که انقدر سریع گذشتن بی فکر بودنو دوس ندارم ولی بعضی وقتا بی خیال بودن چندان بد هم نیست. گندم تو گواه باش... ما را برای ترساندن آفریدند اما من تشنه ی عشق پرنده ای بودم که سهمش از من تنها گرسنگی بود... به خاطر اون روشن کنی تنهایی به تموم برنامه های مزخرف تلویزیون می ارزه داستان های اسکویی با صدای احترام برومندعزیز داستان های امیرعلی با طنازی خاص خودش و... صدالبته قصه های خانجون که حتی وقتی کتابشو باز میکنم واسه خوندن.سعی میکنم با لحن شیرین مسعودفروتن بخونمش!یعنی یه تقلید خواستنی و دوست داشتنی. پ ن۱:دیروز یکی از بهترین روزایی بود که با دوستام داشتم پ ن۲:اوضاعم خوب نیست.واسه همه ی بیمارا دعا کنید. براتون زیبا ترین و ناب ترین آرزوهای دنیا رو تو قشنگترین شب سال آرزو میکنم البته امیدوارم که آرزو کردن رو فراموش نکرده باشی فک کن ببین قشنگ ترین آرزوت چیه؟ همونو از خدا بخواه!دست رد به سینه ات نمیزنه! مطمئن باش التماس دعا یه موجود کاملا عجیب غریب! به ظاهر شکل بقیه آدماس ولی رفتاری کاملا متفاوت از خودش نشون میده که اون رو از بقیه متمایز میکنه در اینجا فقط به تعداد بسیار کمی از خصوصیات ویژه ی این موجودمیپردازیم: 1.اصولا 14 ساعت از شبانه روز رو خوابه.یعنی بذارید این جوری بهتون بگم:المیرا رو فقط تو دانشگاه میشه بیدار پیدا کرد،یعنی همین که پاش به خونه برسه می خوابه.پس باالطبع اگر زمان حضورش در دانشگاه کم بشه،چه بسازمان خوابیدنش فراتر از 15ساعت میره که البته این برای ما خیلی عادیه! 2.اگه چیزی یا کاری رو فراموش کنه محکم با کف دست به پیشونیش میکوبه طوری که صداش تو کل راهروهای دانشکده میپیچه.بعد که این کارو کرد با خونسردی هر چه تمام تر میگه:ولش کن،بعدا...!!! 3.صبوره ولی اگه قاطی کنه بد قاطی میکنه (یه چیزی تو مایه های کینگ کونگ)یعنی اگه از من میشنوین هیچوقت کاری نکنین که کاسه صبرش لبریز بشه.وای!خدا اون روزو نیاره،زبونم لال! یه گروه تو دانشگاه ناخواسته هروقت دلشون بخواد می تونن کفر المیرا رو دربیارن،اونم بچه های انجمن اسلامین که به لطف مسئولین دانشگاه یکی دوترمی هست که با هم همسایه شدیم.یعنی فکر کن المیرا رفتارای امین اکبری رو تحمل میکنه ولی کارای کوچیک این بدبخت بیچاره هارو نه! همچین داد و بیداد وکولی بازی راه میندازه که بیا و ببین. 4.وقتی گرسنه باشه(که اغلب مواقع هست)اونوقته که شمابادیدن رفتاری که با همنوعانش میکنه و صدالبته با غذا،به اصل تنازع بقا ایمان میارید.اصولاهمه چی میخوره حتی آدمیزاد ولی گوجه نمی خوره.جویدن رو کار بیهوده ای میدونه و از اصل بلع استفاده می کنه.از دندوناش فقط برای حمله به غذا،در صورت نبود غذا به انسان ها و در صورت نبود انسان در اطرافش،به گربه ها،موش ها،سوسک ها و خلاصه هرچیزی که باشه فقط خوردنی باشه استفاده میکنه. 5.یه المیرای نرمال بایدحتما سردردداشته باشه،یعنی اگه سردردنداشته باشه شما باید به خوب بودن حالش یا به خوب بودن حالتون شک کنید. المیرا حتما سردرد داره!!! 6.اصولا به کلاسای 8 صبح اعتقادی نداره و رفتن به این گونه کلاس های بی فایده رو کاری بس مضحک میدونه. 7.علاقه ی خاصی به سفر با اتوبوسای شرکت واحد داره 8.قیافه ظاهریش بدنیست،باوجودشباهت های ظاهری زیادش باروناک، همه این رو قبول دارن که روناک خوشگلتره،یعنی خیلی خوشگلتره. نمیدونم چرا این یکی انقذه بدقواره در اومده!؟؟؟؟ 9.به خریدن ساعت و کفش مارک علاقه ی جنون واری داره. 10.زیاد کتاب میخونه،یه جورایی کتاب میخوره! 11.به طور اصولی فقط 9روز اول ماه رو پول داره،یعنی از روز 10ام به بعد یک جمله رو روزی حداقل 8 الی30 بار ازش میشنوین:پول ندارم. 12:در رویارویی با یه سری موجودات به نام های عسگروند،احدی،بازیار، عسگری واکنش سختی نشون میده. کهیر میزنه،دهنش کف میکنه،رعشه میگیره و در آخر بعد اینکه پاچه شونو گرفت آروم میشه. 13.به شدت استعداد خانمان براندازی داره(به دلیل مشکلات سیاسی از دادن اطلاعات بیشتر در این رابطه معذوریم!) عکس عکس دید، دیگری شد. سایه ای بود... شیشه ای شد... ...می شود. اینجا که ایستاده ام انگار دنیای اطراف سفید است و سیاه.از این نگاه در انسان ها و موقعیت هایشان و آنچه از خود باقی میگذارند اتفاقی دیگر افتاده است.تصویرنگاتیو انگار اصلی است که در نگاه به هرعکس می شودبه خاطر آوردش. انسان را و دنیا را همان اصل اصل ساده ی اولیه اش باز دیدم جدای از آن همه تغییرات و تحولات که شکل همه مان را و دنیای مان را شکل دیگری کرده است. اینجا در نگاهم سایه هایی بر هم افتاده اند و بر من. آنچه میبینم را غرق در ابهام کرده است.اینجا لکه های سیاهی بر سفیدی،بر شفافیت اصل شیشه وار اصل دنیایم با همه ی آنچه در آنست نقشی بسته اند و سایه هایی در پس ذهن ثبت کننده ام باقی مانده اند که انگار همه ی آن اصلِ اصل ساده و شفاف،سایه ای بیش نبوده است.

| Design By : Night Melody |

